بی بند و باری و عدم پایبندی به خانواده از اثرات منفی چنین نگاهی است،مرد و زن غربی از اغاز سنین جوانانی ازادند که برای ارضای میل جنسی خود با یک تا چند نفر رابطه داشته باشند و پس از رسیدن به مقصود به دنبال هدف دیگری بروند و ازادانه از حس تنوع طلبی خود در این زمینه بهره گیرند،اکثرا در شکل گیری روابط بین دختر و پسر در غرب از تشکیل نهاد خانواده و ترسیم اینده ای دور با داشتن فرزندانی که از چشمه ی زلال محبت پدر و مادر سیراب شوند و راه و رسم زندگی را از انان بیاموزند،خبری نیست!
داشتن چنین دیدگاهی در غرب سبب شده است که درصد بالایی از فرزندان در غرب تنها با سرپرستی مادر زندگی کنند و گاهی از نام و نشان پدر خود خبری نداشته باشند! و این موضوع باعث مشکلات فراوانی در جامعه و بر جای گذاشتن هزینه های سنگین برای دولت شده است.
این که اسلام بر تشکیل خانواده و تعهد مرد و زن برای ساختن زندگی با برکت بر پایه عشق و محبت حقیقی و نه نفس پرستی تاکید می کند برای چنین مشکلی است که فرزند از حمایت و تعالیم پدر بی نصیب نماند و با بی عدالتی تمام زحمات تنها بر دوش مادرش نیفتد.
هنگامی که دو وظیفه ی تامین هزینه ی زندگی و تربیت و نگهداری از فرزند بر دوش مادر بیفتند،مطمینا یکی از این دو کاستی یافته و به فرزند اسیب خواهد رساند.
اسلام با درک درستی که از ویزگی ها و توانایی های مرد و زن دارد،تقسیم کار عادلانه ای مقرر فرموده است تا ان دو بتوانند در حین انجام وظایف و مسولیت های خود مراحل رشد و کمال را بپیمایند .
اما در اسلام صرفا این خواست مردم نیست که باید عملی شود،انسان های زیادی هستندکه اسیر هواهای نفسانیشان می باشند و چیزهایی را طلب می کنند که نه تنها سودی برایشان ندارد بلکه به انان و حتی جامعه شان نیز ضرر می رساند،اسلام می گوید:من از سوی کسی امده ام که خود ، تو را افریده و از تمام ابعاد وجودت،خواسته ها و نیاز هایت و هم چنین تمام زمینه های خوبی و بدیت اگاهی دارد،پس مرا خردمندانه فرستاده تا تو با عمل به من رستگار شوی و به اهدافی که پروردگارت برایت معین کرده است دستیابی.
اساس دمکراسی اسلامی بر اختصاص امکانات و استعداد ها برای گسترش ازادی های انسانی و هویت بخشی به انسانیت انسان است،از نظر اسلام حیوانیت انسان باید تابع انسانیت انسان باشد تا او به کمال حقیقی برسد.
ازاد از بند جریانات...